موقعیت:

روز چهارشنبه هفته گذشته تصمیم گرفتم که پنج‌شنبه به بامیان بروم. چرا؟ چون قرار بود در روزهای جمعه و شنبه بامیان به عنوان اولین پایتخت فرهنگی سارک (سازمان همکاری‌های منطقه‌ای جنوب آسیا) اعلام شود و از همین خاطر جشن بزرگی هم در ولایت بامیان برگزار می‌شد. می‌دانستم بسیاری، چه خبرنگاران خبرگزاری‌های معتبر، چه شهروند خبرنگاران ولایت بامیان از جریان برگزاری این جشن گزارش خواهند داد؛ اما سؤالی که من داشتم و احتمالا بسیاری‌های دیگر هم دارند این است که چرا بامیان؟ چرا مثلا کابل یا مزارشریف یا قندهار یا هرات یا جلال‌آباد نباید به عنوان پایتخت فرهنگی سارک انتخاب شوند؟ این را تقریبا همه افغان‌ها می‌دانند که بامیان و بلخ باستانی‌ترین ولایت‌های افغانستان‌اند، اما برای من این کافی نبود. می‌خواستم بیشتر بدانم، بنابراین تصمیم گرفتم به بامیان بروم و با دقت دلیل این انتخاب شدن را بیابم. بنابراین، راهی این ولایت افسانه‌ای شدم و چیزی شبیه به یک سفرنامۀ کوتاه برایش تهیه کردم.

 از راه زمینی که بخواهید به بامیان بروید، دو انتخاب بیشتر ندارید. یا باید از راه خوب و آسفالت شده ولسوالی غوربند ولایت پروان بروید یا از راه نصف خامه و نصف آسفالت شدۀ کوتل آجه‌گک. با این‌که می‌دانستم مسیر غوربند شش‌ونیم ساعته و مسیر آجه‌گک چهار ساعته است، در ابتدا دوست داشتم که از غوربند برویم، چون فکر می‌کردم مسیر کوتل آجه‌گک هنوز هم خاکی و صعب‌العبور است؛ اما هنگامی‌که ساعت چهارونیم صبح راننده موتر تونس از پشتم آمد و گفت که که از مسیر آجه‌گک می‌رویم، قبول کردم و راهی شدیم. می‌دانستم که مسیر آجه‌گک مناظر زیباتری دارد و با این‌که حدود سه سال پیش در همین مسیر با موتر خودم به سختی از کوتل آجه‌گک گذشته بودم، اما به‌زودی از این انتخاب راننده خوشحال هم شدم.

می‌گویند هر دو مسیر برای مسافرین ملکی خطرناک‌اند و احتمال این‌که طالبان شما را بگیرند وجود دارد، اما جالب است بدانید که احتمال تصادف کردن موتر شما در مسیر راه بسیار بیشتر از این است که شما یک طالب واقعی را از نزدیک ببینید. از مسیر غوربند، حتی کسی دقیق نمی‌داند که کدام مناطق طالبان واقعی دارند؛ بعضی از راننده‌ها می‌گویند که از تمام مسیر شش‌ونیم ساعته غوربند، حدود یک ساعت آن رانندگی در مسیر (احتمالاً) خطرناک است. از راه آجه‌گک که بروید، همه می‌دانند که طالبان در کدام مناطق هستند. برای رفتن از این مسیر، شما ابتدا باید از کابل به ولایت میدان‌وردک رفته و از آن‌جا وارد ولایت بامیان شوید. از «میدان‌شهر» (مرکز ولایت وردک) که عبور کنید اولین ولسوالی به نام «تکانه» یاد می‌شود. در این ولسوالی تقریباً هر دوصد متر یک پوسته امنیتی با دیوارهای بزرگ شنی وجود دارد. وقتی موتر ما وارد این ولسوالی شد، به سرعت تمام نشانه‌های مدرنیته، من‌جمله مبایل آیفون و حتی عینکم را پنهان کردم. عبور از این ولسوالی حدود بیست الی بیست و پنج دقیقه را در بر می‌گیرد. البته می‌شد خیلی سریع‌تر از این ولسوالی عبور کرد اگر که طالبان قسمت‌های مختلف جاده را با بمب‌های کنار جاده‌ای تخریب نکرده بودند. تقریبا نصف تعداد پوسته‌های امنیتی، شما آثار انفجار بمب‌های کنار جاده‌ای را در این ولسوالی می‌بینید. ولسوالی بعدی «جلریز» نام دارد که فقط اوایل این ولسوالی (حدود ده دقیقه رانندگی) مانند ولسوالی «تکانه» (احتمالا) خطرناک است و شما هرچه به ولسوالی بعدی، یعنی «سیاه‌خاک» نزدیک‌تر می‌شوید، از تعداد پوسته‌های امنیتی نیز کم‌تر می‌شود و وضعیت جاده هم بهتر می‌شود. جالب است بدانید که هر دو ولسوالی «تکانه» و «جلریز» از خاطر سیب‌های مرغوبی که دارند، باعث شهرت ولایت وردک در صادرات سیب شده‌اند.

1-check-point

این عکس از آخرین پوسته امنیتی است. بعد از این پوسته، دیگر تا خود بامیان هیچ پوسته‌ امنیتی، (حداقل در کنار جاده) وجود ندارد و شما هیچ عسکری نمی‌بینید

وارد سیاه‌خاک که می‌شوید، گویی وارد کشور دیگری شده‌اید. از چهرۀ آدم‌ها گرفته تا طبیعت، وضعیت جاده آسفالت، امنیت، سبک معماری و پراکنده بودن خانه‌ها از یک‌دیگر، تقریبا همه چیز متفاوت است. شما کم‌کم به سمت کوه‌های مرکزی افغانستان می‌روید و تنفس‌ هوای پاک کوهستانی حس خوبی به شما می‌دهد. از این‌جا تا شهر بامیان دیگر خطری از جانب طالبان شما را تهدید نمی‌کند و از همین خاطر بود که من هم خاطر جمع مبایلم را دوباره به دست گرفتم و تا خود بامیان از مناظر عکس گرفتم.

2-siah-khak-bazar

بازار کوچک اما مهم سیاه‌خاک. ابتدای بازار خرابه‌هایی از دوران طالبان به جا مانده است که حکایت از حمله و ورود طالبان به مناطق مرکزی افغانستان دارد. ورودی که در اخیر منجر به تخریب بزرگ‌ترین آثار باستانی افغانستان شد.

3-the-school-girl

ساعت حدود شش و نیم صبح بود و این دختر کوچک در کنار جاده نشسته بود و به نظر می‌رسید استراحت می‌کند. مکاتب در افغانستان معمولا بعد از ساعت هفت‌ونیم یا هشت صبح شروع می‌شوند. این دختر احتمالا راه طولانی پیش رو داشت

 ما ساعت پنج صبح از کابل راهی شده بودیم و حدود ساعت هفت و نیم صبح به کوتل آجه‌گک رسیدیم. تا نزدیکی‌های این کوتل، جاده آسفالت است و رانندگی خسته‌کن نیست؛ اما هرچه به کوتل نزدیک‌تر می‌شوید سرک خراب‌تر می‌شود.

4-aja-gak-mine

کوتل آجه‌گک. در این نقطه ما حدود ۳,۷۰۰ متر بالاتر از سطح دریا قرار داشتیم. رشته کوه‌های «بابا» در روبه‌رو و معدن معروف آجه‌گک در سمت چپ عکس به خوبی مشخص است

 معدن آهن آجه‌گک، یکی از امیدهای افغانستان برای بالا بردن درآمد ناخالص داخلی است. قراردادی که در سال ۲۰۱۱ بین دولت افغانستان و هندوستان به امضا رسید، قرار شد هندوستان در سی سال آینده در آن  ۱۰.۷ میلیارد دلاری را برای استخراج این معدن سرمایه‌گذار کند؛ قراردادی که هنوز به مرحله اجرایی نرسیده است و رأی‌زنی هنوز برسر آن ادامه دارد.

5-above-the-mountains

سفر در بالای کوه‌ها. لذت‌بخش‌ترین قسمت سفر برای من، در کنار مناظر زیبایی که در مسیر راه می‌دیدم این بود که حس می‌کردم در بالای کوه‌ها سفر می‌کنیم. قله کوه‌ها برایم دست‌یافتنی‌تر از همیشه بودند

6-roads

از کوتل آجه‌گک که پایین شوید، تا نزدیک بامیان جاده اکثراً خامه است. البته در بعضی مناطق کارگران همچنان مشغول کار اند

7-zahak-city

هرچه به شهر بامیان نزدیک‌تر می‌شوید، کمی مانده به «شش پل» که ورودی شهر است، اولین چیزی که نظر شما را جلب می‌کند کوه‌های سرخ رنگ شهر افسانه‌ای ضحاک است

«شش پل» به نوعی دروازۀ ورودی شهر بامیان و نقطه تلاقی مسیرهای غوربند و آجه‌گک است. ساعت نه صبح به این منطقه رسیدیم و نیروهای امنیتی تک‌ـ‌تک مسافران و موترها را تلاشی می‌کردند. این اولین پوسته امنیتی بود که بعد از عبور از ولسوالی جلریز می‌دیدم. برای من رفتار خوب و محترمانۀ مردم و نیروهای امنیتی با یک‌دیگر بسیار جالب بود، رفتار محترمانه متقابلی که کم‌تر در افغانستان دیده می‌شود. نیروهای امنیتی، خصوصاً قوماندان‌شان در اکثر مواقع لبخندی بر لب داشت و هر مسافری که سؤالی داشت، با صبوری به او پاسخ می‌داد. من هم یک سؤال داشتم از او: «آیا می‌توانم عکس بگیرم.» با مهربانی توضیح داد که می‌توانم از کوه‌های اطراف پوسته امنیتی عکس بگیرم؛ اما متأسفانه اجازه عکس گرفتن از خود پوسته را ندارم. از او تشکر کردم و بعد از تلاشی حرکت کردیم. چندین پوسته امنیتی دیگر هم در نقاط مختلف شهر وجود داشت و پیش هر کدام، مأمور امنیتی ابتدا بابت تلاشی کردن عذرخواهی می‌کرد و توضیح می‌داد که این برای امنیت خودتان است، بعد از تلاشی مردم به گرمی از زحمات‌شان تشکر می‌کردند. حتی در یکی از پوسته‌های امنیتی، مردی را دیدم که از خاطر تلاشی کردن زن‌ها (من جمله زنی که همراه خودش بود)‌ خوشحال بود و می‌گفت خوب است که همه را تلاشی کنند تا شهر زیبای ما روی ناامنی را نبیند. بعد از عبور از سه یا چهار پوسته امنیتی، بالاخره وارد شهر کوچک بامیان شدیم.

8-bamiyan-valley

دره بامیان. زیبایی این شهر کوچک که بیشتر شبیه یک قریه بزرگ است تنها به آثار باستانی آن نیست. طبعیت اطراف این شهر خیره کننده است.

 بامیان پر از مناظر طبیعی زیبا و مناطق افسانه‌ای و آثار باستانی است. در شهر کوچک بامیان جاهای زیادی برای بازدید وجود دارد که به عنوان مثال می‌توان به مجسمه‌های عظیم بودا، دره اژدر، شهر سوخته (غلغله)، شهر ضحاک و مغاره‌های راهبان بودایی اشاره کرد.

9-budha

بودای بزرگ بامیان. مجسمه‌های عظیمی بودا که طالبان در سال ۲۰۰۱ تخریب کردند. قدمت این مجسمه‌ها به هزاروپانصد سال پیش می‌رسد

10-maghara-ha

در بامیان هنوز هم تعداد زیادی مغاره وجود دارد که محل بود و باش راهبان بودایی بوده است، اما حالا مردمان فقیری در این مغاره‌ها زندگی می‌کنند که احتمالا جای دیگری برای زندگی کردن ندارند

11-maghara-girl

وقتی از این دختر خردسال که آب آشامیدنی به مغاره‌اش می‌برد خواستم که بگذارد از او عکس بگیرم، برگشت و لبخندی زد که نشان از رضایتش بود

12-modern-old-life

آثار به جا مانده از قلعه‌ای که احتمالا از دوره‌ای به جا مانده که بامیان از شهرهای مهم جاده ابریشم بوده است. رگه‌هایی از آثار باستانی، زندگی به سبک قدیم، و مدرنیته (آنتن یک شبکه مخابراتی با قابلیت پوشش اینترنت ۳جی) را می‌شود در این عکس به راحتی مشاهده کرد

 در طول دو روزی که در بامیان بودم، به دلیل تدابیر امنیتی نتوانستم به همه جاهای دیدنی این شهر بروم. حتی نتوانستم بودای کوچک‌تر را هم از نزدیک ببینم. اما توانستم به دره زیبایی به نام دره اژدر بروم که در خارج از شهر موقعیت دارد. در بالای این دره زیبا، تپۀ کوچک اما طولانی وجود دارد که از وسط جدا شده است. مردم می‌گویند افسانه‌ای وجود دارد که طی آن علی بن ابی‌طالب (امام اول شیعیان) یک اژدر (اژدها) را در این جا کشته است.

13-azhdar-valley

این تپه طولانی، به گفته مردم محل همان اژدر است که جای ضربه علی بن ابی‌طالب بر رویش مانده؛ اما از نظر علمی، دلیل نصف شدن تپه، عبور آب‌های زیر زمینی از میان آن است. در ضمن هیچ مدرکی وجود ندارد که حضرت علی به بامیان آمده باشد

14-azhdar-valley

درازای این تپه زیاد و ارتفاع آن کم است. در اخیر تپه، دو برآمدگی سنگی دیده می‌شود که در نگاه اول شبیه شاخ به نظر می‌رسد. شاید به همین دلیل باشد که مردمان بومی این منطقه آن را اژدر نامیده‌اند

 در سطح ولایت بامیان مناطق دیدنی یا افسانه‌ای دیگری هم وجود دارد مثلا در ولسوالی یکاولنگ منطقه‌ای وجود دارد که می‌گویند افسانه شیرین و فرهاد در آن‌جا اتفاق افتاده است. این منطقه به نام چهل برج یاد می‌شود و مردمان بومی آن‌جا، همه داستان عشقی شیرین و فرهاد را می‌دانند و برای‌تان تعریف می‌کنند.

 روز دوم جشن سارک قرار بود که در بندامیر برگزار شود، بنابراین در روز اول جشن، هنگامی‌که اکثر مردم در بامیان حضور داشتند به بند امیر رفتم تا آن‌جا را هم از نزدیک، و زمانی‌که مردم کم‌تری آن‌جا هستند ببینم.

15-check-point

در مسیر بین بامیان و بندامیر هم چند پوسته امنیتی بود. این‌جا بالاخره جایی بود که توانستم با اجازه یکی از ماموران امنیتی از جریان تلاشی مسافران عکس بگیرم

16-buzkashi

قبل از رسیدن به بند امیر، در حد فاصل بین دشت شهیدان و دشت شیبرتو مردم زیادی جمع شده بودند و یک مسابقه بزکشی را با هیجان تماشا می‌کردند. راننده می‌گفت مردم این مناطق همیشه دنبال بهانه هستند تا مسابقه بزکشی برگزار کنند. این مسابقه به خاطر جشن سارک است

17-buzkashi

در بزکشی دو تیم باهم رقابت می‌کنند. هنگامی که یک تیم بز را از چاله می‌گیرد باید بیاید و از کنار این پرچم عبور کند و دوباره بز را به چاله بیاندزد. اعضای تیم مقابل نباد بگذارند که این اتفاق بی‌افتد. بهترین چپ‌اندازها در اخیر مراسم جایزه دریافت می‌کنند

 بند امیر از پنج بند آب بزرگ و چندین بند کوچک‌تر تشکیل شده و در بین هندوکش شرقی و رشته کوه‌های بابا در مرکز افغانستان موقعیت دارد. این بندها که منبع آب‌شان چشمه‌ای به نام «کپرک» است در بین کوه‌هایی از جنس «تراورتن» بوجود آمده‌اند. کوه‌هایی تراشیده و صاف که گویی انسان‌ها آن را ساخته و طرازبندی کرده‌اند. مردم بومی بامیان بوجود آمدن این بند را نیز از معجزات حضرت علی می‌دانند و می‌گویند او بود که این بند را ساخت. نام معروف‌ترین بندهای این مجموعه عبارتند از: بند غلامان، بند پنیر، بند پودینه، بند هیبت، بند قنبر، و بند ذوالفقار که به مجموعه این بندها بند امیر می‌گویند.

18-band-e-amir-lake-band-haibat

بند هیبت، عمیق‌ترین و زیباترین بند مجموعه این بندهاست

19-band-e-amir-lake-band-haibat

اطراف بند هیبت تپه‌ها و دیواره‌های بلند زیبایی وجود دارد که با رنگ‌های مختلف در قسمت‌های مختلف صحنه خارق‌العاده‌ای را بوجود می‌آورد

20-band-e-amir-lake

آب از بند ذوالفقار به بند پودینه و بعد به بند پنیر و از این‌جا در قسمت‌های مختلف (مثل این عکس) به بند هیبت سرازیر می‌شود

21-band-e-amir-lake-band-e-panir

بند پنیر، که از خاطر دیواره‌های زیبایی به سفیدی پنیر به این نام مسمی گردیده

22-band-e-amir-lake

بند پودینه، با گیاهان مختلفی که در اطرافش روییده و عمق کمی که دارد، زیبایی خاصی به این مجموعه بخشیده و همین تفاوت رنگ و طبیعت متفاوت هر بند است که برای آن شهرت ملی و جهانی به ارمغان آورده است

23-band-e-amir-lake-band-e-zulfiqar-biggest-lake

بند ذوالفقار، که به نام شمشیر حضرت علی نام‌گذاری شده بزرگ‌ترین بند این مجموعه زیبا می‌باشد

راستش من تا به حال شش بار به شهر بامیان و سه بار هم به بند امیر رفته‌‌ام اما به جرأت می‌توانم بگویم که این ولایت افسانه‌ای، با مردمی که بی‌نهایت داستان‌های افسانه‌ای یاد دارند، هرگز برایم تکراری نشده است. این‌بار هم درست مثل دفعات قبل، گویی برای اولین بار بود که این ولایت زیبا را می‌دیدم. حالا با اطمینان می‌توانم بگویم که نام‌گذاری ولایت بامیان به عنوان پایتخت فرهنگی کشورهای عضو سارک، واقعا انتخاب درست و به جایی بوده است.

(۱۴۹۸)

بامیان، شهر افسانه‌های مردمان افسانه‌ای

درباره نویسنده
- I am a citizen journalist based in Kabul